<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>... آزادی، رویایی آزادی</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Sep 2009 06:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جدیدترین‌ها</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرشین بلاگ فیلتر شد!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک سایت رو پیدا کردم به نام &quot;&lt;A href=&quot;http://http//ketabesabz.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabesabz.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabesabz.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;کتاب خیلی سبز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&quot;. باید ببینین. حتمن باید ببینین! &lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;چرا خیلی سبز؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; روی این کلیک کنید. بقیه‌ی جاهای سایت رو هم اگه کنکوری بودین ببینین! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 06:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;آنان كه دست و پاي تو را بند كرده‌اند&lt;BR&gt;ما را اسير قحطي لبخند كرده‌اند&quot;                                            &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                                         «ياغي‌تبار»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: تولد عاطفه‌ی عزیزم مبارک&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 07:42:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرند نامه! </title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پروردگارا : به من بياموز که دوست بدارم کساني را که دوستم ندارند , عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند به گريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند , به من بياموز تا لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند محبت کنم به کساني که محبتي در حقم نکردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* سخته اما باید بتونم! باید با آدما کنار بیام. با عوضی بازی آدما و آدمکا باید کنار اومد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* این جمله رو نادیا واسم آف گذاشته بود. تو حال و هواش بودم گذاشتم اینجا! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* پروردگارشم حالا شما به دل نگیر!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* از این به بعد تو نشریه با اسم &quot;کمال تعجب&quot; می نویسم! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 21:08:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون عنوان!!</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیشتر از یک سال پیش بود که در وبلاگ محسن خواندم، &quot;&lt;FONT color=#0033ff&gt;دوستم تصادف کرد و مُرد&lt;/FONT&gt;&quot;.&lt;BR&gt;محسن!‌&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دوست من هم تصادف کرد و مُرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;من به اندازه‌ی تو با دوستم، دوست نبودم. اما یک چیز این وسط عوض نمی‌شود. &lt;BR&gt;دو انسان؛ دو جوان؛ دو تن از آدم‌هایی که داشتند مثل من و تو زندگی می‌کردند، دیگر نیستند. &lt;BR&gt;مسعود هم مثل آمنه تصادف کرد و مُرد. خوشحالم که بهرام زنده ماند!! &lt;BR&gt;روحشان اگر باقی بود شاد باد...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*&lt;/FONT&gt; محمد چند کلیپ برایم میل کرد. دیدم و گریه کردم. دیدم و تنفر تمام وجودم را گرفت. دیدم و فریاد زدم...&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;*&lt;/FONT&gt; کار جدیدی شروع کرده‌ام.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*&lt;/FONT&gt; خیلی چیزها دارد خیلی سریع و زود تغییر می‌کند. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;*&lt;/FONT&gt; به یاد ندا و ترانه...&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*&lt;/FONT&gt; به یاد مریم که ۶ سال پیش همین روزها تصادف کرد و عذادارمان کرد. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;*&lt;/FONT&gt; به یاد راضیه که ۵ سال پیش همین روزها توسط سرطان بلعیده شد و عذادارمان کرد. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*&lt;/FONT&gt; این روزها دائم صدای جیغ می‌شنوم. صدای سیلی هم می‌شنوم. صدای امید را هم خوب می‌شنوم.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;*&lt;/FONT&gt; از سهراب بی‌خبرم. کسی ندیده است او را؟ &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*&lt;/FONT&gt; نمی‌خواستم تلخ و سرد باشم و بنویسم! اما چیزی غیر از این نیامد فعلن!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 15:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امروز نخستین روز آینده من است!</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنکور هم دادیم و نتایج هم اعلام شد و چشممان روشن شد! رتبه هم جالب توجه نبود! این روزها خاکستری بود و دارد می گذرد. تا مهر ماه هم شهری که باید به آن کوچ کنیم مشخص می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با امید...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 12:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کنکوریسم!!</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;چه مستیست ندانم که رو به ما آورد&lt;BR&gt;که بود ساقی و این باده از کجا آورد&lt;BR&gt;تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر&lt;BR&gt;که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد&lt;BR&gt;دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته نکن&lt;BR&gt;که باد صبح نسیم گره‌گشا آورد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خواستم بنویسم. از خیلی چیز‌ها و خیلی آدم‌ها. قبلش حافظ را باز کردم. گفت: &quot;دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن&quot; . خواستم شکایت کنم. خواستم فریاد بزنم، گفت: &quot;که باد صبح نسیم گره‌گشا آورد&quot;. فاطمه می‌گفت: &quot;دلم می‌خواد تو قبول شی، عاطفه آزاد شه، همه چی به یه آرامش نسبی برسه. دلم واسه عاطفه لک زده&quot;. منم دلم واسش تنگ شده. به امید آزادی همه‌ اونا که رفتن تا درد ما رو هم فریاد کنن.&lt;BR&gt;کنکور هم بدک نبود! با تست‌های احمقانه‌ی سازمان سنجش! &lt;BR&gt;دلم سهراب را زیاد می‌طلبید!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 19:56:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شما درس بخوانید، پول را خدا می‌رساند!!</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&quot;تمام سهمیه‌های روزانه کنکور کارشناسی ناپیوسته سال 88 حذف شد.&quot; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;دفترچه‌ی شماره یک را که گرفتم، فرم ثبت‌نام پشت دفترچه را پر کردم و با وسیله‌ی منحوسی به نام کامپیوتر و ارتباطات شوم!! اینترنت ثبت نام کردم. داخل دفترچه را هم نگاه نکردم. فکر می‌کردم طبق روال پارسال است و به قولی، آب از آب تکان نخورده. چند روز بعد با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم که این خبر را داد. دفترچه را که باز کردم دیدم در کمال آرامش کلیه‌ی سهمیه‌های دوره‌ی روزانه که چیزی حدود 500 نفر است، حذف شده و به معلمین دلسوز و فداکار! آموزش و پرورش اختصاص یافته است. اتفاقی که در کنکور سال 86 هم رخ داده بود و بعد از پی‌گیری و اعتراضات فراوان راه به جایی نبرد و آن سال در دوره‌ی روزانه دانشجویی با  سهمیه‌ی آزاد پذیرش نشد!‌ علي عباسپور تهراني فرد، رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در آن سال اعلام کرد: &quot;در هر حال به خاطر معلمان اين حذف سهميه روزانه را توسط آموزش و پرورش، ناديده گرفتيم&quot;. و حالا بعد از 2 سال دوباره آش همان آش و کاسه همان کاسه!‌ در مورد هزاران سهمیه‌ای که هر ساله با عناوین مختلف داده می‌شود کاری ندارم. یعنی قبولش ندارم!‌ اما این حذف سهمیه را نمی‌توان تحت هیچ شرایطی نادیده گرفت. در این میان دوره‌ی شبانه با 60 تا 80 درصد سهمیه‌ی بومی (آن هم فقط در چهار یا پنج استان کشور) و اعلام این خبر که هیچ گونه امکانات رفاهی به دانشجویان اختصاص نخواهد یافت، گزینه‌ی مناسب یا حتی امیدوار کننده‌ای برای ادامه تحصیل نخواهد بود. و تنها می‌ماند مراکز غیر انتفاعی که جدای از سطح پایین علمی هزینه‌ی زیادی را هم بر دوش دانشجویان می‌گذارد. این خبر تحصن دانشجویان دانشكده شهيد شمسي پور تهران را درپی داشت که متاسفانه با وجود حضور اكبر محمودي، مدير مدارس عالي وزارت آموزش و پرورش، نتیجه‌ای در برنداشت و ایشان در آخر به دانشجویان اعلام کردند: &quot;شما درس بخوانيد و به تحصن خاتمه بدهيد، پول را خدا مي‌رساند&quot;. &lt;BR&gt;نمی‌دانم چه باید گفت. یا حتی در برابر این تصمیمات غلط و غیر منطقی مسئولان چه باید کرد اما ظلم بزرگی در حق ما شد!‌ افتضاحی که در کنکور کارشناسی پیوسته سال 87 رخ داد نیز نمونه‌ی روشنی از بی‌کفایتی بسیاری از مسئولان است که متاسفانه روز به روز نمونه‌های جدیدتری را مشاهده می‌کنیم. یک معلم می‌گفت: &quot;سواره که درد پیاده را نمی‌داند. ما متاهل هستیم و باید خرج زندگی و زن و بچه را بدهیم و این کمک بزرگی برای ما محسوب می‌شود.&quot; معلم عزیز!‌ به راستی این شرایط مشابه نمی‌تواند برای یک دانشجو با سهمیه‌ی آزاد رخ دهد؟!‌ و این‌که تحصیل رایگان و 2 سال مرخصی با حقوق مزیت کمی است؟ و عمق فاجعه آن‌جاست که مسئولین دلیل این کار را نداشتن بودجه تلقی کرده‌اند. پس به چه حقی بودجه‌ی تعیین شده برای دوره‌ی روزانه (همان بیت‌المال) را صرف معلمین می‌کنند؟! &lt;BR&gt;مسئولین آموزش و پرورش و اداره کل مدارس عالی؟! آیا گوش شنوایی هست؟! &lt;BR&gt;فرصت مناسبی است تا خاطره‌ی شیرینی را هم از کنکور علمی و کاربردی کارشناسی ناپیوسته سال 87 برایتان تعریف کنم که در بهمن ماه برگزار شد. داوطلبین رشته‌ی کامپیوتر (نرم‌ افزار) درسی دارند به نام &quot;ذخیره بازیابی اطلاعات&quot; که از درس‌های تخصصی و مهم است و نیمی از سوالات این درس مسئله است. مسائلی که جواب‌های گنده دارد و نیاز به ماشین حساب. بعد از این‌که کارت ورود به جلسه را گرفتیم، متوجه شدیم نمی‌توانیم ماشین حساب به داخل سالن امتحانات ببریم. در هر حال به روی خودم نیاوردم و گفتم حتمن اشتباهی رخ داده. وقتی خواستم وارد حوزه‌ی امتحانی شوم ماشین حساب را از ما گرفتند. باز گفتم حتمن روال سوالات تغییر کرده و شاید مسائل حذف شده‌اند!! وقتی سوالات تخصصی را دادند، مشاهده کردم نیمی از سوالات این درس مسئله است! و تصور کنید 2*2 نبود که بشود راحت حساب کرد. وقتی ناظرین و نمایندگان سازمان سنجش برای بازدید آمدند، از یکی از آقایان جواب خواستم! می‌دانید چه پاسخ داد؟!‌ &lt;BR&gt;&quot;حتمن پیشنهاد شما را مطرح می‌کنیم. ان‌شاءالله سال آینده!!&quot;. و وقتی پرسیدم اگر فرزند خود شما روی یکی از این صندلی‌ها بود به راحتی به کنکور سال بعد راهنماییش می‌کردید، سر مبارک را پایین انداخته و بدون جواب دادن به من از سالن خارج شدند! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هر دم از این باغ بری می‌رسد... تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;--------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوستان‌ عزیزم در سایت &lt;A href=&quot;http://www.karshenasi.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;کارشناسی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;، از حمایت و پیگیری‌هایتان بی نهایت سپاس‌گذارم! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 20:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> </title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>باز هم اردیبهشت و باز هم فصل تولد تو. باز هم هر روز، صبح به صبح تبریک گفتن تولدت به سلام و ستاره. تولدت مبارک دوستم!‌  </description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2009 19:39:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه غریبم روی این خوشه‌ی سرخ!</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشا به حال لک‌لکا که خوابشون واو نداره&lt;BR&gt;خوشا به حال لک‌لکا که عشقشون قاف نداره&lt;BR&gt;خوشا به حال لک‌لکا که مرگشون گاف نداره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی هم رفت سربازی. یزد شهر خوبیه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Apr 2009 21:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و این‌گونه بود که سال اصلاح الگوی مصرف آغاز گشت!!‌</title>
<link>http://mentalretard.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;خواستم بهاریه نوشته باشم. قبل از عید می‌خواستم &quot;خوش به حال غنچه‌های نیمه باز&quot; رو بزارم اما نمی‌دونم چرا نذاشتم. فکر کنم یادم رفت. خلاصه این‌که نشد دیگه! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قالب رو عوض کردم. دنبال قالبای گل منگلی واسه بهار بودم اما چیزی پیدا نکردم اینو دوست دارم. فعلنیا اینجا می‌مونه!‌&lt;BR&gt;عید امسال چرا 86 روز به درازا کشید؟‌ای بابا! تموم شو دیگه حالمو به هم زدی. واسه شماها زیاد طولانی نشد؟ همه چی خیلی لوس‌تر از قبل بود. نبودن بابابزرگ باعث شد همه با گریه به استقبال سال جدید بریم... بابابزرگی جات خالی بود امسال حسابی. عیدی هیشکی هم بهم نچسبید تازه. عیدیای تو یه چیز دیگه بود...&lt;BR&gt;اُااااااه! این چه کاری بود آخه؟ به جای آهنگ سال تحویل اذان پخش کردن! ببینین ته سالی هم شکوفایی و نوآوری رو حال کردین؟!‌بله! &lt;BR&gt;دمشون گرم یه کلاه قرمزی گذاشتن ملت یه کم سرگرم شن. خیلی برنامه‌ی خوبی بود. سریال‌ها رو دیدین؟‌لذت بردین؟‌ خدایا من کی سکته می‌کنم؟!‌مهران مدیری هم کشت خودشو امسال! بخش فوتبالش خیلی خوب بود و آخرش هم پایان فوق‌العاده‌ای داشت. حالا می‌تونی برره 2 رو بسازی دیگه یه 90 شبی ملت رو سرگرم کنی تا یک در دنیا و صد در آخرت خیر ببینی مادر!! &lt;BR&gt;هیچ کار مفیدی نکردم عید امسال. کتاب هم نخوندم که رسم هر ساله بود که کل عید رو با کتاب می‌گذروندم اما امسال هیچی!‌ وسطا هم کمر درد شدیم بله دیگه! کادوی سال نو بود. کمرم گرفته بود نمی‌تونستم تکون بخورم! بعد هم که خیر سرمون رفتیم برنامه سفری چیزی بچینیم مامان، فاطمه و یگانه سرما خوردن! کوفت هم سفر نرفتیم. دلم می‌خواست با خیلی‌ها بیشتر حرف بزنم اما نشد. دلم می‌خواست بعضی‌ها بودن اما نبودن! با دوست جونیم هم قبل از رفتنش به سفر خدافظی نکرده بودم دلم تنگ رفته بود واسش حسابی!‌&lt;BR&gt;همه‌ی عید یه طرف این مهمونی بازی‌های مسخره یه طرف! حوصله هیچ کس و هیچ جا رو نداشتم. اما مجبور بودم بعضی‌ها رو ببینم دیگه. مسخره است!!‌ اگه یگانه نبود خودکشی می‌کردم امسال از شدت افسردگی. علی رفته بود شیراز اسب بزرگ هیج جا رو نرفت ببینه! (خرِ خر) مریمی شمال بود فکر کنم خوش کذشته بود بهش. اشکان هم رفت جنوب. دکتر هم حسابی تو سایت کمکم کرد. اشکالاتم رو گرفت و کلی راهنمایی مفید!‌(دکتر از اساتیدی بودن که کلاس PHP رو باهاش گذروندیم و ملقب به دکتر هست). &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پیرو دستور رهبر فرزانه مبنی بر اصلاح الگوی مصرف پست‌هارو کوتاه‌تر می‌زارم. با این‌کار اولن در مصرف وقت صرفه جویی می‌شه و تولید کشور بالا می‌ره. در مصرف برق هم صرفه جویی می‌شه. قطعات کامپیوتر هم دیرتر آسیب می‌بینن و نیازی به تعویض مداوم آن‌ها نیست و هزینه پایین می‌یاد. چشم و انگشتان دست هم آسیب کمتری می‌بینن و هزینه دکتر کمتر می‌شه. نیازی نیست پای سیستم برای تنوع مقادیر زیادی قهوه و چیپس و سیب و شلغم پخته و جگر تناول بشه و باز هم صرفه جویی رو در پی داره!‌عجب فرمان حکیمانه‌ای بود جدن!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بی حوصله‌ام! &lt;BR&gt;خسته‌ام و نمی‌دونم چرا؟! &lt;BR&gt;هیچ موزیک خوبی برای شنیدن ندارم. چرا هیج احمقی چیز خوبی نمی‌خونه؟&lt;BR&gt;گنجشک لالا رو زیاد با خودم می‌خودم! &lt;BR&gt;شال آبی هم نخریدم اما در عوض چشام رو بازتر کردم و دیدم 4 تا شال آبی با تنوع رنگ بالا دارم! &lt;BR&gt;فلشم رو گم کردم با تمامی اطلاعاتش!&lt;BR&gt;دوست‌های مزخرف دارم در حد المپیک!&lt;BR&gt;2 تا دوست خوب دارم. این‌یکی و اون یکی!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 21:34:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mentalretard&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>mentalretard</dc:creator>
<guid>http://mentalretard.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
