تبليغاتX
... آزادی، رویایی آزادی


















... آزادی، رویایی آزادی

حال علی خیلی بهتره و دوره‌ی پرخطر رو پشت سر گذاشت! خیلی خوشحالم!
روزها روزهای آخر سال و کار و کار و کار! (همانند اسب).
پریسا موهاشو رنگ کرده اونم به رنگ عسلی روشن! پیمان امروز تو دفتر هر رنگ زردی که می‌دید می‌گفت این پریسا‌ست. (حرص نخور قربونت برم آخه این چه رنگیه؟ ۶۰ ساله شدی!) پرند هم موهاشو مش زرشکی کرده بودو منتها اونقدر کم بود که دیده نمی‌شد! نه به اون شوری شور نه به این بی‌نمکی آخه!
امروز تو دفتر کلی با بچه‌ها برنامه‌ىریزی کردیم که برنامه کوه داشته باشیم.
دیگه این‌که واسه تغییر دکور دفتر هم کلی نقشه کشیدیم!‌
فواد عصر زنگ زد بعد از مدت‌ها. سریع حرف زد و گفت: "زودی نیت کن واست فال بگیرم، حافظیه‌ام..." چه غزل فوق‌العاده‌ای هم بود... (الان حسد ورزیدم).
یکی از آهنگ‌های رضا صادقی رو پیمان دائم گوش می‌کنه. یه تیکه می‌گه: "مث مرجان دریایی عزیزی..." و من ریسه می‌رم!‌یعنی چی این جدن؟!
گفتم مث اسب داشت زِر می‌زد. یکی از دوستان تذکر داد اسب زر نمی‌زنه شیهه می‌کشه! (از اون نیشخنداااا)
کاپشن نارنجی‌مو پوشیده بودم داشتم با عجله از خیابون رد می‌شدم چند تا از این بچه‌ دبیرستانی‌ها داشتن از روبه‌رو می‌یومدن. یکی‌شون گفت:‌ "انگار سایپا هم طرفدار داره...!" مبلغی خنده کردیم!‌
امسال از خرید عید خبری نبود. به دلیل مشکلات فراوانی که پیش آمد.
دلم یک کتونی آبی نفتی می‌خواد با یه شال آبی نفتی البته! ربطشم فک کنی پیدا می‌شه! یه شلوار جین خوشگل هم می‌خوام. آهااااان جوراب خوشگل هم می‌خوام. (دوست داشتم سهراب خوب مگه چیه دوست دارم دیگه جورابای مختلف‌رو!)
دلم یه جاده می‌خواد صاف باشه و کم عرض! کنار جاده هم هیچی نباشه گاهی یه درخت باشه بد نیستا! بعدش کولم‌رو بندازم و سرم هم بگیرم بالا و راه برم توش.... حسابی هم راه برم تا همه‌ی امسال رو بذارم توش و برم... بارون هم لطفن جهت تلطیف فضا کمی بیاد!
در سالی که گذشت در تمامی ابعاد ویران شدیم. باشد که سال جدید فرصتی باشد برای بهتر ساختن و بهتر بودن! این جمله رو دوهزار بار تا حالا با خودم و بی‌خودم تکرار کردم!!
سلاااااااااااااااااام بهترین‌های زندگی... سلام!

+نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت1:21توسط Freedman | |

تا کی مرا گریه کند… تا کِی …
و به کدام مرام بمیرد …
آری گلم دلم … ورق بزن مرا …
و به آفتاب فردا بیاندیش که برای تو طلوع می کند …
با سلام و عطر آویشن

 پناهی

+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت14:34توسط Freedman | |