تبليغاتX
... آزادی، رویایی آزادی


















... آزادی، رویایی آزادی


خودم را چک می‌کند
هنوز هم همان گوسفند رامم
دیوارها درد دارند و فرسنگ‌ها فریاد...
به قدرت و عظمت تمام خنده‌هامان
تمام اشک‌ها و گلایه‌هامان!
خودم را رها می‌کند در آغوش تخت سرد و بی‌احساسم
خودم را در آغوش می‌گیرد، با تمام مهر نداشته‌اش!!
"گریه که دیگه عار نیست" *
هی، حواست هست؟!
قاصدک از چه خبر آوردی؟
انتظار خبری هست مرا...
درد... دربه‌دری... درد... دربه‌دری...


به امید آزادی محمد عزیزمان!

از گوشه‌ی این دنیای زیبای شگفت‌انگیز! برخاسته‌ام. آمده‌ام تا
                          
                  " از دروغ زشت و مشهور بزرگی
 
                                                  نامش آزادی..." **
بگویم!
تا هستم برایش می‌جنگم...

* - حسین پناهی
** - اخوان

پ.ن : باران که ببارد به افتخار آزادی تمام آزادگانمان جشن رگبار می‌گیریم! شعله می‌شویم و  می‌سوزانیم تمام میله‌هاتان را!! با روبان‌های سپیدی که به بازوهای خود بسته‌‌ایم البته!! می‌جنگیم برای رویای زیبامان!

+نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت12:12توسط Freedman | |